پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
147
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
بستگانش به نام قرة بن قيس كه با او بود گفت : امروز اسبت را آب دادهاى ؟ گفت : نه . گفت : نمىخواهى آبش دهى ؟ « 1 » قرة بن قيس گويد : به ذهنم رسيد كه مىخواهد به كنارى رود و در نبرد شركت نجويد و دوست ندارد كه من ببينم . گفتم : آب ندادهام ، اكنون مىروم و آبش مىدهم ، پس حر از آنجايى كه بود دور شد ، به خدا سوگند اگر مرا بر كار خود آگاه كرده بود من هم با او مىرفتم و به امام عليه السلام مىپيوستم . حرّ اندك اندك به حسين عليه السلام نزديك مىشد . مهاجر بن اوس گفت : چه انديشه دارى ، مىخواهى به حسين عليه السلام حمله كنى ؟ حرّ جواب نداد . اندامش به لرزه افتاده بود ، مهاجر گفت : در كار تو سخت حيرانم . به خدا سوگند هيچگاه تو را اين گونه نديده بودم . اگر سراغ دليرترين مرد كوفه را از من مىگرفتند ، تو را معرّفى مىكردم . حرّ گفت : سوگند به خدا خودم را در ميان دوزخ و بهشت مىبينم ، و من بهشت را برمىگزينم ، هر چند كه مرا پاره پاره كنند و بسوزانند . آنگاه اسب تاخت و آهنگ خدمت امام عليه السلام « 2 » كرد ، در حالى كه دست بر سر نهاده بود مىگفت : ( بارخدايا به سوى تو بازگشتهام ، توبهء مرا بپذير كه من رعب و وحشت در دل دوستان تو و فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم افكندم ) . « 3 » چون خدمت امام عليه السلام رسيد ، سپرش را واژگون كرد . « 4 » سلام داد و آنگاه عرضه داشت : اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ! جانم فدايت باد ، من كسى بودم كه بر تو سخت گرفتم ، و در اين مكان فرود آوردم ، گمان نمىكردم كه اين گروه با تو چنين رفتار كنند . به خدا سوگند اگر مىدانستم كه اين گروه با تو چنين رفتار مىكنند ، هرگز دست به چنين كارى نمىزدم . من از آنچه انجام دادهام به درگاه خداى بزرگ توبه مىكنم . آيا توبهء من پذيرفته مىشود ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ، خدا توبهء تو را مىپذيرد ، پياده شو . حرّ گفت : من سواره باشم براى شما بهتر است از پياده بودن . « 5 »
--> ( 1 ) . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 12 ، انوارالهدى ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 64 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم ، ص 236 ، منشورات شريف رضى . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 427 ، دارالمعارف ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 64 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم . ( 3 ) . اللَّهُمَّ الَيْكَ انبْتُ فَتُبْ عَلَىَّ فَقَدْ ارْعَبْتُ قُلُوبَ اوْلِيائِكَ وَأوْلادِ بِنْتِ نبِيِّكَ ( نفس المهموم ، ص 230 ؛ ملهوف ، ص 160 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم ، همانجا ) . ( 4 ) . مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم ، ص 236 ، منشورات شريف رضى . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 427 ، دارالمعارف ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 13 ، انوار الهدى ، كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 64 ؛ ملهوف ، ص 160 .